یک سال پیش فکر میکردم برای جلو رفتن توی مسیر، فقط باید بیشتر یاد بگیرم.
امروز میفهمم اشتباه میکردم؛ یاد گرفتن فقط نصف ماجراست، نصفِ دیگهش ساختنه.
راستش اگه همون موقع کسی میاومد و به من میگفت:
«علی، یک سال دیگه احتمالاً داری روی سایت شخصی خودت کار میکنی، درباره برند شخصی فکر میکنی، سیستم دانش برای خودت میسازی، با تیم یک برند آموزشی کار میکنی، دنبال ساختن پروژههای بزرگتر و حتی آژانس خودتی.»
احتمالاً چند ثانیه نگاهش میکردم و با لبخند بهش میگفتم:
«خب… باشه.»
نه اینکه فکر کنم این چیزها غیرممکن هستن، اتفاقاً از همون زمان میدونستم تلاش کردن بالاخره نتیجه میده.
زمان زیادی نمیشد که کتابهای توسعه فردی مثل عادتهای اتمی، اثر مرکب، کار عمیق و … رو خونده بودم. کتاب «اثر مرکب» باعث شده بود باور کنم که نتیجهی کارهای کوچک، بالاخره خودش رو نشون میده.
فقط دقیق نمیدونستم نتیجه قراره چه شکلی باشه..
اون زمان هنوز خیلی از چیزهایی که امروز برام تبدیل به بخشی از مسیر شدن، حتی وجود نداشتند.
یک سال پیش چه شکلی بودم؟
تابستان سال قبل، من تازه وارد یک مرحله جدید شده بودم.
تازه ورزش رو حرفه ای تر شروع کرده بودم و داشتم بیشتر روی رشد خودم کار میکردم.
از طرف دیگه، تازه داشتم چیزهایی مثل برندینگ، مارکتینگ و تولید محتوا رو یاد میگرفتم،
و داشتم ویدیوهای مختلفی درباره کسبوکار آنلاین، بازاریابی و تولید محتوا میدیدم.
البته نه در سطحی که امروز نگاه میکنم؛ بیشتر در حد اینکه بفهمم اصلاً این داستان چطور کار میکنه.
این رو هم بگم که با کلمات قلبمه سلمبه ای که تازه یاد گرفته بودم و حتی معنیشون رو کامل نمیفهمیدم،
به بقیه پز میدادم. فکر میکردم خیلی بیشتر از چیزی که واقعاً بلد بودم، میدونم.
اون موقع خیلی از مفاهیمی که امروز برایم عادی شدن، هنوز تازه بودن.
حتی نگاهم هم به هوش مصنوعی هم خیلی متفاوت بود. فکر میکردم ChatGPT استاد همهچیزدان و بدون اشتباهه. 😂
هنوز نمیدونستم هوش مصنوعی قراره فقط یک ابزار پاسخ دادن و یک «گوگل پیشرفته» نباشه؛ در واقع میتونه تبدیل به یک بخش از سیستم کاری و فکریم بشه.
اون زمان داشتم کمکم پرامپت نویسی ساده و ساخت عکس رو یاد میگرفتم.
این رو هم بگم با وجودی که اول راه بودم، خیلی وقت ها فکر میکردم خیلی بامهارت و باتجربه و پختهم. همین مغرور بودنم باعث کلی داستان و دردسر شد.
اما وسط همه اینها، یک هدف ثابت داشتم:
رشد کردن.
بزرگترین دغدغهام این بود که اول خودم بهتر شم؛ مهارت یاد بگیرم، تجربه کسب کنم و بعداً بتونم به آدمهای دیگه، خصوصاً همسنوسالهای خودم، کمک کنم.
چیزی که در این یک سال تغییر کرد
اگه بخوام یک تفاوت اصلی بین علیِ یک سال قبل و علیِ امروز بگم، فکر میکنم اون تفاوت، «ساختن» باشه.
قبلاً بیشتر دنبال یاد گرفتن بودم.
ویدیو های مختلف رو از کانال های مختلف میدیدم، تحقیق میکردم، چیزهای جدید کشف میکردم و سعی میکردم مهارتهای مختلف یاد بگیرم.
ولی کمکم فهمیدم فقط جمع کردن اطلاعات کافی نیست.
همیشه یک جایی، یک نقطه ای هست که باید چیزی بسازی.
همین تجربهها باعث شدن تا مسیرم کمکم تغییر کنه.
به جای اینکه فقط درباره چیزها بدونم، شروع کردم به ساختن.
در این مدت چیزهایی رو ساختم که یک سال قبل حتی تصور هم نمیکردم.
توی این یک سال، اولین نسخه سایت شخصیام، برند شخصی AliMHD، سیستم دانش شخصی، پروژه Forge و حتی تجربه کار کنار یک تیم ۷ نفره در یک برند آموزشی بزرگ رو ساختم.
اگه دوست داری بیشتر بدونی که چرا اصلاً تصمیم گرفتم سایت شخصی خودم رو بسازم، میتونی یادداشت «چرا این سایت رو ساختم؟» رو بخونی.
مسیر همیشه اونطور که فکر میکنی جلو نمیره
البته وقتی الان داستان رو تعریف میکنم، شاید همهچیز مرتب و برنامهریزیشده به نظر بیاد.
ولی واقعیت این بود که مسیر اصلاً مرتب نبود.
توی یک ماه چندین بار از تیمی که توی اون فعالیت میکردم اخراج شدم!
اون موقع فکر میکردم شاید واقعاً برای این کار ساخته نشدم.
عضی شبها فکر میکردم دارم وقتم رو هدر میدم.
اشتباه کردم.
بعضی وقتها به خاطر کمبود تجربه، تصمیمهای درستی نگرفتم.
و البته آن مغرور بودنی که در موردش چند خط پیش گفتم هم در ماجرا دخالت کمی نداشت.
قطعیهای طولانی اینترنت و جنگ هم ادامه دادن رو سختتر کرده بودند.
نه فقط برای من، برای همه.
اما جالب اینجاست که خیلی از همین اتفاقها، چیزهایی به من یاد دادن که شاید از یک آموزش ساده یاد نمیگرفتم.
اینکه فهمیدم بدون اینترنت بینالملل هم میتونم قوی باشم، حتی قوی تر از قبل؛ این یعنی توانایی رشد در بحران.
همچنین فهمیدم تجربه فقط با خوندن و دیدن ساخته نمیشه.
باید وارد مسیر بشی، باید امتحان کنی، باید خراب کنی و دوباره بهتر بسازی.
یکی از اشتباههایی که مدتها باعث شد شروع بعضی کارها رو عقب بندازم، همین بود که فکر میکردم باید قبل از شروع، همهچیز کامل باشه.
همه چیز کامل، همه سیستمها طراحی شدن و جواب میدن، معماری کار بینقصه و …
در حالی که خیلی وقتها، کامل شدن نتیجه شروع کردنه.
برای همین اگه کنجکاوی بدونی چه اشتباههایی باعث شدند ساخت سایت شخصیام رو عقب بندازم، یادداشت «۵ اشتباهی که باعث شد دیرتر سایت شخصیم رو بسازم» رو بخون.
وقتی به یک سال گذشته نگاه میکنم…
فقط به مهارتهایی که یاد گرفتم فکر نمیکنم،
چیزی که بیشتر از همه برام ارزش داره، تغییریه که توی خودم ایجاد کردم.
امروز قبل از اینکه چیزی بسازم، بیشتر فکر میکنم. مسائل رو سیستمیتر میبینم، مسئولیت نتیجه کارهام رو قبول میکنم و میدونم تجربه واقعی فقط با انجام دادن به دست میاد.
هنوز خیلی اول مسیرم هستم.
هنوز چیزهای زیادی هست که بلد نیستم.
هنوز پروژههای زیادی هستن که باید ساخته شن.
اما یک تفاوت بزرگ وجود داره؛
دیگه فقط دنبال یاد گرفتن نیستم.
دارم ساختن رو یاد میگیرم.
اگه تو هم اول مسیر هستی…
اگه الان در اول مسیر رشد شخصی خودتی، شاید لازم نباشه همه جوابها رو داشته باشی.
من هم یک سال قبل خیلی از جوابهای امروز رو نمیدونستم.
خیلی از چیزهایی که الان واضح هستن، اون زمان حتی واسم سؤال هم نبودند.
فقط شروع کردم.
یاد گرفتم.
تجربه کردم.
اشتباه کردم.
و دوباره ساختم.
شاید امروز قدمی که برمیداری خیلی بزرگ به نظر نیاید.
اما ممکنه یک سال بعد، وقتی به عقب نگاه میکنی، بفهمی همون قدم کوچک شروع یک مسیر جدید بوده.
شاید امروز هنوز نتیجهای نبینی، اما اگه ساختن رو متوقف نکنی، یک سال بعد از خودت تعجب میکنی.
اگه این یادداشت باعث شد فقط یک قدم کوچکرو برداری، برای من ارزش نوشتنش رو داشت.
ممنون که تا آخر این یادداشت رو خوندی.
مواظب خودت باش و تا یادداشت بعدی… 👋