چرا هر کسی باید یک وب‌سایت شخصی داشته باشد؟ (7 دلیلی که نظر من رو عوض کرد)

قبل از اینکه این سایتم رو بسازم، همیشه یه جمله توی ذهنم بود:

«وب‌سایت شخصی؟ بعداً…»

هر بار یه دلیل جدید پیدا می‌کردم که شروعش

رو عقب بندازم.

امروز که بالاخره شروعش کردم، می‌بینم بیشتر اون دلیل‌ها فقط بهونه بودن.

فکر می‌کردم شبکه‌های اجتماعی کافی هستن. می‌گفتم وقتی پروژه‌های بیشتری انجام دادم، وقتی مهارت‌هام بیشتر شد، وقتی همه‌چیز آماده شد، اون موقع سایت هم می‌سازم.

ولی هرچی جلوتر رفتم، بیشتر فهمیدم دارم برعکس فکر می‌کنم.

امروز اگر زمان برگرده عقب، یکی از اولین کارهایی که انجام می‌دم، ساختن همین سایته.

این ۷ دلیل باعث شد نظرم کاملاً عوض بشه:


۱. وب‌سایت شخصی خونه واقعی منه

سال‌هاست بیشتر وقتم توی اینترنت گذشته و طبیعتاً بخش زیادی از فعالیتم هم توی شبکه‌های اجتماعی بوده.

ولی یه سؤال همیشه توی ذهنم بود:

اگر فردا اون شبکه اجتماعی نباشه، چی از من باقی می‌مونه؟

واقعیت اینه که اونجا خونه من نیست.

قوانینش دست من نیست.

الگوریتمش دست من نیست.

حتی ممکنه یه روز دسترسی بهش از بین بره.

خصوصاً وقتی تجربه دو دوره طولانی قطعی اینترنت بین‌الملل رو داشتیم، بیشتر به این موضوع فکر کردم.

اونجا فقط مهمونم.

ولی اینجا، توی سایت شخصی خودم، صاحب‌خونه ام.


۲. وب‌سایت شخصی همه چیز رو یک‌جا نگه میداره

قبل از ساخت سایت، هر چیزی یه گوشه بود.

بعد از یه مدت پیدا کردن اونا خودش یه پروژه می‌شد.

ولی الان هر چیزی که برای خودم ارزش داشته باشه، می‌تونه یه جای مشخص داخل این سایت داشته باشه.

یادداشت‌ها.

پروژه‌ها.

تجربه‌ها.

حتی اشتباه‌ها.

همه کنار هم.


۳. گوگل می‌تونه من رو پیدا کنه

خیلی وقت‌ها وقتی می‌خوام یه چیزی یاد بگیرم، اولین کاری که می‌کنم سرچ کردن توی گوگله.

یه بار یه سؤال برام پیش اومد.

اگر خودم هیچ‌وقت چیزی منتشر نکنم، چرا باید انتظار داشته باشم یه روز آدم‌ها منو پیدا کنن؟

سایت فقط برای امروز نیست.

ممکنه یه نفر چند ماه یا حتی چند سال بعد، دقیقاً همون چیزی رو جستجو کنه که من امروز درباره‌ش نوشتم.

شاید همون نوشته کمکش کنه.

همین به تنهایی برای من ارزش داره.

از طرف دیگه، اولین کاری که خودم بعد از آشنا شدن با یه نفر انجام می‌دم، سرچ کردن اسمشه.

دوست دارم اگر یه روز کسی اسم من رو جستجو کرد، به جای چند صفحه پراکنده، به جایی برسه که واقعاً بتونه من رو بشناسه؛ بدونه روی چه چیزهایی کار می‌کنم، چی یاد گرفتم و مسیرم چه شکلی بوده.

لپ‌تاپ با صفحه وب‌سایت شخصی در کنار گوشی موبایل و شبکه‌های اجتماعی
داشتن یک وب‌سایت یعنی داشتن جایی که واقعاً مال خودت باشد.

۴. مسیرم رو ثبت می‌کنم

همیشه دوست داشتم بعداً بتونم برگردم و ببینم از کجا شروع کردم.

نه فقط موفقیت‌ها.

همه چیزهایی که توی مسیرم تجربه کردم.

چیزهایی که امروز به نظرم سخت میان، شاید چند وقت دیگه برام خیلی ساده باشن.

اون موقع احتمالاً این نوشته‌ها رو می‌خونم و با خودم میگم:

«واقعاً اون موقع به این چیزا فکر می‌کردم؟»

به نظرم همینه که قشنگه.

چون رشد و پیشرفت واقعیه.


۵. اعتماد ساختن راحت‌تر میشه

اولین کاری که آدما بعد آشنایی با یه نفر می‌کنن، سرچ کردن اسمشه.

اگه یه نفر اسم من یا خودت رو سرچ کنه، جفتمون دوست داریم به جای چند صفحه پراکنده، اون آدم به جایی برسه که بتونه ما رو بشناسه.

بدونه روی چه چیزهایی کار می‌کنیم، چه خدماتی ارائه میدیم، چی یاد گرفتیم، به چی علاقه داریم و کجای مسیر هستیم.

من برای همین سایت شخصیم رو ساختم، نه برای اینکه بگم همه‌چیز بلدم، برای اینکه مسیر واقعی خودم رو نشون بدم.


۶. یادگیری عمیق‌تر میشه

یه چیز جالبی که این مدت فهمیدم اینه که وقتی چیزی رو می‌نویسی، خیلی بهتر یادش می‌گیری.

وقتی می‌خوای یه موضوع رو با زبان خودت توضیح بدی، تازه متوجه میشی کدوم قسمت‌هاش رو واقعاً فهمیدی و کدوم قسمت‌هاش رو هنوز نفهمیدی.

برای همین این سایت فقط جایی برای منتشر کردن نیست.

برای خودم هم یه ابزار یادگیریه.


۷. این سایت فقط برای امروز نیست

شاید امروز بازدید زیادی نداشته باشه.

شاید تا مدت‌ها فقط چند نفر نوشته‌هام رو بخونن.

ولی اصلاً مشکلی نیست.

من این سایت رو برای یک هفته یا یک ماه نساختم.

امیدوارم چند سال بعد که هنوز دارم یاد می‌گیرم و می‌سازم، این سایت هم کنارم رشد کرده باشه.

همین باعث میشه هر یادداشتی که منتشر می‌کنم، یه آجر جدید روی این خونه باشه.


دفتر یادداشت و لپ‌تاپ برای ثبت مسیر یادگیری و ساخت وب‌سایت شخصی
هر یادداشت، بخشی از مسیر رشد منه.

اگه امروز بخوام دوباره شروع کنم…

اگه زمان برگرده عقب، فقط یه کار می‌کنم.

کمتر فکر می‌کنم و زودتر شروع می‌کنم.

منتظر اون روزی که همه‌چیز کامل بشه نمی‌مونم.

منتظر حس «الان آماده‌ام» نمی‌مونم.

فقط شروع می‌کنم.

چون فهمیدم بیشتر چیزهایی که منو عقب نگه داشته بودن، واقعاً مشکل نبودن؛ فقط بهونه‌هایی بودن که توی ذهنم بزرگ شده بودن.

اگر تو هم مدت زیادیه که می‌خوای سایت شخصیت رو راه بندازی، امیدوارم این ۷ دلیل باعث بشه زودتر از من شروع کنی.

اگر الان فقط یه صفحه ساده هم بسازی یا حتی فقط اولین یادداشتت رو منتشر کنی، از نسخه‌ای که فقط توی ذهنت وجود داره جلوتر رفتی.

من دیر فهمیدم، امیدوارم تو زودتر بفهمی.


اگه دوست داری بدونی اصلاً چرا تصمیم گرفتم این سایت رو بسازم، پیشنهاد می‌کنم «چرا این سایت رو ساختم؟» رو هم بخونی.

و اگر دوست داری اشتباه‌هایی رو بدونی که باعث شد مدت‌ها شروع کردن رو عقب بندازم، حتماً «۵ اشتباهی که باعث شد دیرتر سایت شخصیم رو بسازم» رو هم بخون.

شاید یکی از اون اشتباه‌ها، همین امروز جلوی مسیر تو رو گرفته باشه.

اگه حتی یک جمله از این مقاله باعث شد یه جور دیگه به شروع کردن فکر کنی، به نظرم ارزش نوشتنش رو داشت.

ممنون که تا آخر خوندی.

مواظب خودت باش و تا یادداشت بعدی… 👋

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *